بهاء الدين محمد بن شيخعلي الشريف اللاهيجي

377

تفسير شريف لاهيجى ( فارسى )

جمعه و تغابن به تسبيح به لفظ مضارع اشعار بر آنكه تسبيح و تنزيه حقتعالى بايد كه در جميع ازمان و اوقات مستمر باشد چه ذات مقدس او را اختلاف حالات نيست كه در بعض اوقات استحقاق تسبيح و تقديس داشته باشد و تسبيح اگر چه گاهى متعدى به نفس آمده چنانچه در سوره ق فرموده كه وَ مِنَ اللَّيْلِ فَسَبِّحْهُ و گاهى متعدى به لام چنانچه درين سوره فرموده سَبَّحَ لِلَّهِ اما اصل تعديت آنست بنفسه زيرا كه سبحته بمعنى بعدته است پس ميتواند ارتكاب خلاف اصل اشارت باشد بر اينكه احداث تسبيح لاجل اللَّه و خالصا لوجه اللَّه بايد كرد و تحقيق تسبيح ما فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ قبل ازين مذكور شده وَ هُوَ الْعَزِيزُ و اوست قادرى كه احدى منازعت با او نتواند كرد الْحَكِيمُ دانايى كه هيچ چيز بر او مخفى نيست يا آنكه افعال او بر وجه صواب و مصلحت است لَهُ مُلْكُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ مر او راست سلطنت آسمانها و زمين زيرا كه خالق همه اوست و مخلوق در تحت سلطنت خالق است يُحْيِي وَ يُمِيتُ اى و هو يحيى و يميت و او زنده ميگرداند مرده ميگرداند يعنى انشاء اشيا مىكند و بعد از انشاء ميميراند يا زنده مىكند اموات را و ميميراند احيا را وَ هُوَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ و او بر همه چيز تواناست هُوَ الْأَوَّلُ اوست پيش از همه اشيا و چيزى پيش از او و در مرتبه او نيست وَ الْآخِرُ و اوست باقى بعد از فناء جميع موجودات و چيزى بعد از او نباشد وَ الظَّاهِرُ و آشكار است وجود او بادله قاطعه و آيات باهره و يا آنكه غالب و قاهر بر اشيا است چنانچه در خطبه حضرت امير المؤمنين عليه السلام كه « هو الظاهر على كل شىء بالقهر له » و بنا بر اول ظاهر مشتق از ظهور به معنى انكشافست و بنا بر ثانى مشتق از ظهور به معنى غلبه و تسلط وَ الْباطِنُ و نهانست كنه ذات او از حواس و عقول يا خبيرست به باطن هر چيزى وَ هُوَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ و اوست به همه چيز دانا چنانچه بر همه چيز توانا است هُوَ الَّذِي خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ اوست آن قادرى كه آفريد آسمان‌ها و زمين را در مدت شش روز بر وفق حكمت و مصلحت ثُمَّ اسْتَوى عَلَى الْعَرْشِ پس مستولى شد بر عرش يَعْلَمُ ما